زندگی، مرگ و روح

زندگی، مرگ و روح طبق تعالیم بهائی، طبیعت انسان اساساً روحانی است. با این که انسانها با بدن مادی بر روی زمین زندگی می کنند، ولی هویت اصلی هر انسان با روح نامرئی و ابدی و نفس ناطقه تعریف می شود.

روح به جسم سرزندگی و تحرّک می بخشد و انسان را از حیوان متمایز می سازد. این روح فقط از راه ارتباط فرد با خداوند رشد و پرورش می یابد. این ارتباط به واسطۀ پیامبران الهی ممکن می شود و از طریق دعا، علم به آثاری که توسط این مربیان نازل شده، عشق الهی، انضباط اخلاقی فردی و خدمت به نوع بشر تقویت می گردد. این جریان همان چیزی است که به زندگی معنا می بخشد.

پرورش جنبۀ روحانی زندگی فواید گوناگونی دارد. اول آن که فرد به نحو فزاینده ای آن کیفیت های درونی را که اساس شادکامی انسان و رشد اجتماعی است را در خود پرورش می دهد. ایمان، شهامت، عشق، شفقت، مدارا، امانت داری و فروتنی از جملۀ این خصوصیات هستند. همچنان که این خصوصیات به نحو فزاینده ای آشکار می شوند، اجتماع به طور کلّی پیشرفت می کند.

تأثیر دیگر پرورش روحانی هم تراز و هماهنگ شدن با ارادۀ الهی است. این نزدیک شدن به خدا، فرد را برای زندگی پس از مرگ آماده می سازد. روح، پس از مرگ جسم به حیات خود ادامه می دهد و وارد سفری روحانی به سوی خدا می شود که از «عوالم» یا سطوح گوناگون هستی می گذرد. در زبان ادیان گذشته پیشرفت در این سفر به «بهشت» تشبیه شده. اگر روح از رشد بازماند، فرد از خداوند دور می ماند. این وضعیت دوری از خدا را می توان از جهتی همان «جهنم» دانست. به این ترتیب، بهشت و جهنم نه به عنوان مکانهای واقعی، بلکه به عنوان توصیفی از رشد روحانی فرد به سوی نور الهی در نظر گرفته می شوند.

چاپبرای دوستان خود بفرستيد
© 2008 Bahá’í International Community